السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي

39

رساله توضيح المسائل (فارسى)

6 - انتقال « مسألهء 199 » اگر خون بدن انسان يا حيوانى كه خون جهنده دارد ( يعنى حيوانى كه وقتى رگ آن را مىبرند ، خون از آن جستن مىكند ) به بدن حيوانى كه خون جهنده ندارد منتقل شود و خون آن حيوان حساب شود ، پاك مىگردد ، و اين را « انتقال » مىگويند ؛ اما خونى كه زالو از انسان مىمكد ، چون به آن خون زالو گفته نمىشود و خون انسان محسوب مىشود ، نجس مىباشد . « مسألهء 200 » اگر كسى پشه‌اى را كه به بدنش نشسته بكشد و نداند خونى كه از پشه بيرون آمده ، از او مكيده يا از خود پشه مىباشد و همچنين اگر بداند از او مكيده ، ولى جزء بدن پشه حساب شود ، آن خون پاك است ؛ اما اگر فاصله بين مكيدن خون و كشتن پشه به قدرى كم باشد كه بگويند خون انسان است ، نجس است . 7 - اسلام « مسألهء 201 » اگر كافر شهادتين ، يعنى « أَشْهَدُ أَنْ لاإِلهَ إِلّا اللَّهُ وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ » بگويد ، مسلمان مىشود و از آن پس ، بدن ، آب دهان ، آب بينى و عرق او پاك است ؛ ولى اگر هنگام مسلمان شدن عين نجاست به بدن او بوده باشد ، بايد آن را بر طرف كند و جاى آن را آب بكشد و اگر پيش از مسلمان شدن عين نجاست بر طرف شده باشد ، احتياط واجب آن است كه جاى آن را آب بكشد . « مسألهء 202 » اگر هنگامى كه كافر بوده ، لباس او با رطوبت به بدنش رسيده باشد و آن لباس در هنگام مسلمان شدن در بدن او نباشد ، آن لباس نجس است ، بلكه اگر در بدن او باشد نيز بنابر احتياط واجب بايد از آن اجتناب كند . « مسألهء 203 » اگر كافر شهادتين بگويد و انسان نداند قلباً مسلمان شده يا نه ، و يا اين كه بداند قلباً مسلمان نشده ولى چيزى كه منافى اظهار شهادتين باشد از او سر نزده باشد ، مسلمان و پاك است .